محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

494

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) 323 - 324 نامه‌نگارى سعد ، با عمر ( 1 ) طب ص 2467 . سعد دربارهء مردم غير كشاورز ، به عمر نامه نوشت و عمر در پاسخ وى نوشت : تا زمانى كه ايشان را ميان خود قسمت نكرده‌ايد ، تصميم دربارهء آنان با شماست . هر يك از دشمنان اسلام ، زمين خود را رها سازد ، آن زمين از آن شماست . چنانچه آنها را فرا خوانيد و پيش از بخش كردن زمين ، ايشان را به زمينشان بازگردانيد و از آنان سرگزيت بستانيد ، در پناه اسلام خواهند بود ؛ ولى اگر ايشان را فرا نخوانيد ، آن زمين ، در شمار دارايى شما و از آن كسانى خواهد بود كه خداوند آن را به ايشان داده است . 1 . طبرى 5 / 2467 . - م . ( 2 ) 325 فرمان عمر به سعد ، هنگام گشودن عراق ابو يوسف ص 13 - 14 ؛ الخراج ، يحيى بن آدم ، ش 49 و 121 ؛ مقابله كنيد : الخراج ، قدامة بن جعفر ص 179 ؛ ابن عبد ربّه ، ج 1 / 144 ؛ ابو عبيد ، 150 ؛ كنز العمّال ج 2 / ش 4020 ؛ فتوح البلدان ، بلاذرى ص 374 ؛ شرح السّير الكبير ، سرخسى ش 2018 ؛ تاريخ بغداد ، خطيب ج 1 / 9 ؛ تاريخ عمر ، ابن جوزى ص 69 ؛ الأموال ، ابن زنجويه ، ( خطّى ) ورق 31 / ب . اما بعد : نامهء تو به من رسيد . در آن ياد كرده بودى كه مردم از تو خواسته‌اند كه دست‌آورده‌هاى پيكار مسلمانان و آنچه را كه خداوند در اختيار ايشان نهاده است ، ميان آنان بخش كنى . آنگاه كه اين نوشتهء من به دست تو رسد ، نيك بنگر ، دارايى و چهار پايانى را كه سپاهيان اسلام به ميان لشكر آورده‌اند ، در ميان مسلمانان حاضر بخش كن ؛ ولى زمينها و جويبارها را به كارگران آنها واگذار تا در شمار بخششهاى مسلمانان درآيد . زيرا اگر آنها را به حاضران بخش كنى ، چيزى براى مردم پس از ايشان نخواهد ماند .